جايگاه امام رضا (ع) در بين تركمن ها

بارگاه حضرت رضا (ع) در شهر مشهد همواره شاهد حضور صدها و هزارها مسلمان سني‌مذهب و از جمله مردم تركمن است. از گذشته‌هاي دور تاكنون ، جوانان تركمن در تركمن صحرا پس از عروسي ، به اميد استحكام پايه‌هاي زندگي مشترك به آستان مقدس امام رضا (ع) متوسل شده و سفر به مشهد و زيارت بارگاه امام رضا (ع) را يكي از سنت‌هاي حسنه ی فرهنگ خود مي دانند.
مختوم قلي مي‌گويد :

 دنگ‌ دوشلار يانينده‌ بير بي‌كمالام


عاشقام‌، مجنونام‌، شكسته‌ حالم


سينه‌ي‌ خراسان‌ زواري‌ عالم


يا امام‌ رضايه‌ باغيشلا بيزني


من در بين همسالان خود فردي بي‌كمال هستم


عاشق و مجنون و شكسته‌حالم


اي خدا! به حق زوار عالم كه در قلب خراسان است ،


تو را به حق امام رضا ما را ببخش!


زيارت امام رضا (ع) نه تنها در بين تركمن هاي سني‌مذهب ايران ، بلكه در بين تركمن هاي تركمنستان نيز سنت پسنديده‌اي است. تركمن هاي تركمنستاني بارگاه امام رضا (ع) را به جهت داشتن گنبدي طلايي و به منظور تكريم شخصيت والاي ايشان «قيزيل امام» (يعني امام طلايي) مي‌نامند. هر چند در حال حاضر تركمن هاي ايران براي بيان نام بارگاه امام رضا (ع) واژه ی «امام رضا» را به كار مي‌برند و يا با گفتن نام مكان (مشهد) و يا گفتن عبارت «مشهد جان» ، بارگاه امام رضا و يا خود امام رضا (ع) را مدنظر قرار مي‌دهند ، اما در بين نسل قديم تركمن هاي ايران و حتي تا همين اواخر نيز نام ايشان با عبارت «قيزيل امام» به كار برده مي‌شد.

تكريم دوازده امام و چهار خليفه :

عبارت «اون‌ايكي امام ، دؤرت چهاريار» [دوازده امام و چهار خليفه كه با هم يار و همدم بوده‌اند] براي هر تركمن عبارتي آشناست. حتي در خطبه‌هاي نمازجمعه ی مساجد اهل تسنن نيز امامان جماعت با تكرار اين عبارت ، از آن ها به نيكي ياد كرده و در نعت آن ها سخنان زيادي مي‌گويند. مختوم قلي در شعرهاي زيادي اين دو عبارت را به كار برده است كه از جمله ی آن ها مي توان به اين ابيات اشاره كرد:

 
شعر «حقي‌ اوچين» :


اون‌ ايكي‌ امام‌، يدي‌ ولي‌، چلتنلر


خضر-الياس‌ نبي‌ ا حقي‌ اوچين‌! به حقِ دوازده امام ، هفت ولي و چهل‌تن


حضرت خضر و الياس نبي!


و يا در شعر «شفا بر» (شفا بده) :


اون‌ ايكي‌ امام‌، بيري‌-بيريندن‌ سرور


يدي‌ ولي‌، ياران‌ بولوپ‌، مدد بر اي دوازده امام كه همه سرور هستيد


و اي هفت ولي ؛ به كمك هم ، مرا مدد كنيد


مختوم قلي در شعر «گوردوما» از هر چهار خليفه و به ويژه از حضرت علي به نيكي ياد ‌كرده و از ملاقات روحي با آن ها سخن گفته

 است:
چارياردان‌ حضرت‌ بوبكر، عثمان‌ عمر


حيدر صفدر، علي‌ شير خداني‌ گوردوما چهارياران را كه حضرت ابوبكر ، عثمان ، عمر


و شير خدا حيدر صفدر علي است ، ديدم.


مختوم قلي در شعر «قيلدي يارانلار» ضمن ياد از چهار خليفه ، به داستاني اشاره مي‌كند كه بيانگر سخاوت و جوان مردي حضرت علي (ع) است كه البته نگارنده براي جلوگيري از طولاني شدن مبحث ، به جاي ذكر جزئيات اين روايت ، تنها به يك بند از آن اكتفا مي‌نمايد:
چاريارلار حق‌ ديييپ‌ گوزدن‌ ياش‌ اتدي


اولار يامانليقدان‌ اوزون‌ داش‌ اتدي


علي‌ بير ايلده‌ يوق‌ ، ياغشي‌ ايش‌ اتدي


غريب‌ مختوم قلي‌ آيتدي‌، يارانلار چهار خليفه با ذكر حق ، اشك ها ريختند


و از بدي ها دوري گزيدن


علي كاري بسيار نيكو كه بين مردم نادر است ، انجام داد كه مختوم قليِ غريب آن را بازگو مي‌كند


مختوم قلي در شعري تحت عنوان «دوستلار هي» چهار خليفه را چهار يار حضرت رسول (ص) دانسته و گفته است :

 
جمله‌ پيغامبرينگ‌ آدم‌ اولي


محمددير باريسيندان‌ افضلي


ابوبكر، عمر، عثمان‌ و علي


اونونگ‌ چارياري‌ بولدي‌، دوستلار هي‌ حضرت آدم نخستين پيامبر


و حضرت محمد افضل همه ی آن هاست


و ايشان چهار يار به نام هاي ابوبكر ، عمر ، عثمان و علي داشتند.


در باره ی ارادتي كه مختوم قلي به دوازده امام دارد، ابيات زيادي مي‌توان ذكر كرد اما براي بيان عمق ارادت ايشان به ائمه عليهم‌السلام همين كافي ست كه بدانيم ، مختوم قلي همچون همه ی معتقدين سني‌مذهب ، چنان ارادتي به دوازده امام دارد كه در شعري با عنوان «باغيشلا بيزني» در هر بيت به ترتيب ، نام دوازده امام را ذكر كرده و ضمن تكريم آن ها ، از خداوند مي‌خواهد تا به خاطر هر يك از اين بزرگان ، از گناه او در گذرد. مطلع و مأخر اين قطعه شعر چنين است:

 
مطلع :


رسول‌ دامادي‌دير، اوز آرسلانينگ‌دير


يا امام‌ عليه‌ باغيشلا بيزني


چشم‌ چراغيم‌دير، نور عينيم‌دير


يا امام‌ حسنه‌ باغيشلا بيزني‌ داماد رسول و شير خودت است
خدايا! به حق امام علي ما را ببخشاي!
چشم و چراغم و نور ديدگانم است امام حسن؛
خدايا به حق او ما را ببخشاي!
مقطع :
مختوم قلي‌ آيدار، من‌ خاك‌ پايام‌
امام‌لار يولينده‌ هم‌ جان‌ فدايام‌
كمينه‌ بنده‌ من‌، كلبي‌ - گدايام‌
يا عباس‌ عليه‌ باغيشلا بيزني‌ مختوم قلي مي‌گويد كه خاك پاي آن هايم
و در راه امامان جان فدا هستم
بنده‌اي كوچك و سگ آستان درگاه و گدايي هستم
خدايا به حق عباسِ علي ما را ببخشاي!
واقعه ی كربلا در اشعار مختوم قلي :
مختوم قلي در تمامي اشعار خود 10 بار مستقيماً از كربلا ياد نموده است. اين شاعر گاه مصيبت كشته شدن حسين و يارانش را چنان سنگين و سخت و مظلومانه مي‌بيند كه زبان شكوه و شكايت به درگاه خداوند متعال مي‌گشايد :
نه‌ گناه‌ قيلدي‌ علي‌نينگ‌ اوغلي‌، اي‌ پروردگار
كربلا دشتينده‌ قيلدينگ‌ سن‌ آلارني‌ خوار و زار پروردگارا! فرزند علي چه گناهي كرده بود
كه آن ها را در دشت كربلا خوار و زار كردي؟
و گاهي نيز به اين دنياي فاني شخصيتي استعاري مي دهد و به آن مي تازد كه چرا باعث شهادت امام حسين و يارانش در صحراي كربلا شده است:
حسن‌-حسين‌، عرشي‌-كرسي‌ گره‌گيم‌
كربلادا شهيد اتدينگ‌ سن‌ دنيا تو اي دنيا! حسن ـ حسين را كه از عرش و كرسي (از بين همه چيز) فقط او را مي‌خواهم ، در كربلا شهيد كردي.
و يا در شعري ديگر از ريخته شدن خون افراد زيادي از امت اسلام در كربلا شكوه مي‌كند:
بيرنيچه‌ امت‌لار قانين‌
كربلادا دوكوپ‌ گچدي‌ خون چندين امت را
در كربلا به زمين ريخته‌اند
شاعر تركمن به سرزمين كربلا ارزش زيادي مي‌دهد:
مگر يوسف‌ دوشدي‌ چايا
جمالينگ‌ دييپ‌ باقام‌ آيا
عراق‌ زمين‌ كربلايا
باقام‌ يوسف‌ ديه‌-ديه تو گويي يوسف را در چاه كرده‌باشند ؛
به هواي ديدن جمالت ، به ماه مي نگرم
و يوسف يوسف گويان
به كربلا در عراق چشم دوخته‌ام
اين شاعر آزاده ، بر اين عقيده است كه كشته شدگان در كربلا را جز شهيد نمي‌توان چيز ديگري ناميد و مي‌گويد كه آيا به غير از آن ها شهيد ديگري مگر مي‌توان تصور نمود:
هر زاغ‌ و زغن‌دان‌ كبوتر اولماز
هر صحراده‌ ياتان‌ ميت‌ بولارمي‌؟
كربلادان‌ غيري‌ شهيد بولارمي‌؟
هر ساچين‌ اوسدورن‌ سيد بولارمي‌؟
هر تلپك‌ گيين‌دن‌ قلندر اولماز هر زاغ و زغني را نمي توان كبوتر ناميد
آيا مي توان هر آن كس را كه در صحرا آرميده ، مرده ناميد؟
آيا غير از آن ها كه در كربلا شهيد شده‌اند ، مي‌توان شهيد ناميد؟
آيا هر آن كس را كه موهايش را بلند كرده ، مي‌توان سيد ناميد؟
نمي توان هر كس را كه كلاه پوشيده ، قلندر ناميد.
مختوم قلي در شعري ، از ديداري روحاني با حسن و حسين و دشت كربلا سخن گفته است:
كربلا دشتينده‌ جان‌ برگن‌ شهيدلر گيتدي‌لر
هم‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌، كربلاني‌ گوردوما من آنها را كه در دشت كربلا شهيد شدند
و حسن و حسين را و كربلا را ديده‌ام
امام حسين (ع) در اشعار مختوم قلي
سومين امام تمامي مسلمين و دومين نوه ی رسول خدا (ص) و يكي از دو سرور جوانان اهل بهشت كه مادرش فاطمة زهرا (س) دختر رسول الله (ص) بود ، حسين (ع) است. نام امام حسين 23 بار در ديوان مختوم قلي تكرار شده است و اين نشان دهنده ی اهميتي است كه اين شاعر بزرگ به ايشان قائل است. مختوم قلي حسن و حسين (عليهما سلام) را ماه و پرتو دين و مادرشان فاطمة زهرا (س) را شاه حوريان بهشت مي‌داند :
حسن‌ حسين‌، دينينگ‌ انوري‌، ماهي‌
قاني‌ فاطمه‌ زهرا، حورلرينگ‌ شاهي‌
قدرت‌ بيلن‌ دوران‌ نور الهي‌
شيله‌ معجزات‌لار موندان‌ گچيپ‌دير حسن و حسين ، ماه تابان دين هستند
فاطمة زهرا شاه حوريان بهشت است
اين ها انوار الهي هستند كه به قدرت خدا بوجود آمده‌اند.
آري ؛ اين معجزات از اين دنيا رفته‌اند
مختوم قلي در يكي از شعرهايش جنگ امام حسين (ع) در كربلا را مبارزه ی وي در راه اسلام مي‌داند:
بيزينگ‌ بيله‌ همدم‌ بولان‌
اسلام‌ اوچين‌ قيليچ‌ اوران‌
كربلادا شهيد بولان‌
اول‌ حسن‌، حسين‌ قاني‌؟ آن حسن و حسين
كه همدم ما بودند
و به خاطر اسلام شمشير زده‌اند
و در كربلا شهيد شده‌اند ، كجايند؟
مختوم قلي چنان جايگاهي براي شخصيت امام حسين قائل است كه در شعري شفاي دل بيمار و آشوب زده ی خود را از حسن ، حسين ، علي و ديگر بزرگان و ائمه مي‌خواهد:
اون‌ ايكي‌ امام‌، بيري‌-بيريندن‌ سرور
يدي‌ ولي‌، ياران‌ بولوپ‌، مدد بر
مشهد، قارا بابا، يا شيث‌ پيغامبر
حسن‌، حسين‌، شاهمردان‌، شفا بر! اي دوازده امام ، اي كه يكي از ديگري سرورتر!
اي هفت نفر اولياء ، همه به ياري هم!
اي مشهد (امام رضا) ، اي قره‌بابا ، اي حضرت شيث!
اي حسن ، اي‌حسين و اي شاهمردان ، شفايم ده!
شاعر بزرگ تركمن در شعري ديگر ، ضمن مذمت دنيا و يادآوري ستمي كه شمر و يزيد بر امام حسين كرده‌اند ، از خداوند بخشايشگر خواسته است تا به حق امام حسين گناهانش را ببخشايد:
يالان‌ دنيا كيمه‌ بردي‌ وفاني‌
آخرتدا آنلار سورر صفاني‌
شمر ايله‌ اول‌ يزيد بردي‌ جفاني‌
يا امام‌ حسينه‌ باغيشلا بيزني‌ اين دنياي دروغين به چه كسي وفا كرده؟
خدايا! به حق امام حسين كه در آخرت ، در بهشت خواهد بود
به حق حسين كه شمر و يزيد بر او جفا كردند
ما را ببخش!
مختوم قلي علاوه بر تكريم شخصيت والاي امام حسين (ع) در همان شعر مشهور «باغيشلا بيزني» در باره ی شخصيت فاطمه زهرا (دختر پيامبر ، همسر حضرت علي و مادر امام حسين) نيز چنين بيتي سروده است :
فاطمه‌ زهرادير آنينگ‌ انه‌سي‌
ذاتينده‌ بير ذره‌ يوقدور گناه‌سي‌ مادرش فاطمة زهراست
آن كه ذره‌اي گناه در ذاتش وجود ندارد
ابياتي كه در زير ذكر مي شود ،‌ بي هيچ توضيحي نشانگر منزلتي است كه شاعر تركمن به امام حسن و امام حسين قائل است. بخش هايي از مرثيه‌اي با عنوان « حسن بيرله حسين» كه مختوم قلي در بارة اين امامان سروده ، چنين است :
ابيات تركمني ترجمه
بير خداييم‌نينگ‌ قولي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌
مصطفي‌نينگ‌ بلبلي‌ دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌
باغ‌ رضوانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌
اول‌ علي‌نينگ‌ ايكي‌ اوغلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌
ايكي‌ دنيانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ بندگان خداي واحدند ، آن حسن و حسين
بلبل مصطفي هستند ، آن حسن و حسين
گل باغ رضوانند ، آن حسن و حسين
دو پسر علي هستند ، آن حسن و حسين
گل هاي دو جهانند ، آن حسن و حسين
نه‌ گناه‌ قيلدي‌ علي‌نينگ‌ اوغلي‌، اي‌ پروردگار
كربلا دشتينده‌ قيلدينگ‌ سن‌ آلارني‌ خوار و زار
اول‌ حسن‌ بير حسين‌ بيلسنگ‌ ايدي‌لر شاهسوار
اگني‌گه‌ قالقان‌ ساليپ‌، الي‌گه‌ آلدي‌ ذوالفقار
ايكي‌ دنيانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ اي پروردگار! فرزند علي چه گناهي كرده بود
كه آن ها را در دشت كربلا خوار و زار نمودي ؟
آن حسن و حسين شهسواراني بودند
حسين بود كه سپر پوشيد و ذوالفقار به دست گرفت
حسن و حسين گل هاي دو جهان هستند
شمر معلون‌ پليد كسدي‌ حسينينگ‌ باشيني‌
تانگلا محشرده‌ گورر سيز (اول‌) فاطمه‌ گوز ياشيني‌
هم‌ يتيم‌ قيلدي‌ اوغول‌ - قيز هم‌ ينه‌ قارداشيني‌
هم‌ قارينداش‌ اوروغ‌ هم‌ ينه‌ (هم‌) يولداشيني‌
ايكي‌ دنيانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ شمر ملعون و پليد ، سر حسين را بريد
در روز محشر اشك فاطمه را خواهيد ديد كه جاري است
چون كه يتيم ماند از پسران و دختران و از داشتن برادر
و محروم شد از داشتن خويشان و نزديكان و هم از همسرش.
گل هاي دو جهانند ، آن حسن و حسين
اول‌ حسين‌ گيردي‌ اوروش‌غا بير خداني‌ ياد اديپ‌
هم‌ علي‌ اصغر اشيتيپ‌، نالا و فرياد اديپ‌
شمر ملعون‌ كسدي‌ باشين‌ ظلم‌ني‌ بسيار اديپ‌
اهلي‌ عالم‌ ييغلاشا دير بير خداني‌ ياد اديپ‌
ايكي‌ دنيانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ آن حسين با ياد خداي واحد ، به صحنه ی نبرد وارد شد
علي اصغر شنيد و ناله و فرياد كرد
شمر ملعون ظلم بسيار نمود و سر از بدنش جدا كرد
تمام عالم ، خداي را ياد كرده و گريستند
گل هاي دو جهانند ، آن حسن و حسين
گر علي‌ بولسا ايدي‌، آندا برردي‌ داديني‌
اول‌ پليدلر قيلماغاي‌ اردي‌ اوروش‌نينگ‌ داديني‌
شير دك‌ تارتار، اشيتگيل‌ بندانينگ‌ فرياديني‌
آدينگيز بو دنياده‌ بو سيرلارينگ‌ بنياديني‌
ايكي‌ دنيانينگ‌ گلي‌دير اول‌ حسن‌ بيرله‌ حسين‌ اگر علي مي‌بود ، دادش را مي‌ستاند
آن پليدها فرياد جنگ سر مي‌دادند و داد و فرياد مي‌كردند
آيا فرياد حسين را مي شنوي كه هم چون شيري مي‌غرد
بنيان اسرار اين دنيا با نام آنها مرتبط است
گل هاي دو جهانند ، آن حسن و حسين
چهره ی پليد يزيد در شعر مختوم قلي :
تركمن ها زشت‌ترين و قبيح‌ترين ناسزايي كه به زبان مي‌آورند ، عبارت «شمر» و «يزيد» است. اين دو عبارت در بين تركمن ها با زشتي ، پلشتي ، دغل كاري و هر آن چه منفي است ، مترادف مي‌باشد. كسي نيست كه تركمن باشد و با شنيدن اين عبارات به عنوان «ناسزا» چهره در هم نكشد و خشمگين نشود. به راستي اين در بطن فرهنگ و عقيده ی تركمن ها ريشه دوانده است.
مختوم قلي يزيد را فردي مي داند كه دين را انكار نمود و در شعري ، در لزوم وفاي به عهد ، به شكلي شاعرانه ، آن را كه وفاي به عهد نكند ، بدتر از يزيدي مي‌داند كه منكر دين شد:
هر كيم‌ تاپيلماسا آيدان‌ سوزوندن‌
دينه‌ منكر بولان‌ يزيد ياغشي‌ دير هر كس كه وفاي به عهد نكند
يزيد كه منكر دين شد ، از او بهتر است
به عبارتي مي‌توان چنين گفت كه شاعر براي نشان دادن درجه ی قباحت و زشتيِ وفا نكردن به عهد و پيمان ، به نماد زشت‌ترين و كريه‌ترين انسان ها كه يزيد باشد اشاره نموده و گفته است آن كه وفاي به عهد نكند از يزيد هم بدتر است.
مختوم قلي در شعري ديگر با كنايه‌اي بسيار شاعرانه ، «يزيد» را در معناي كناييِ فردي بسيار فرصت طلب بكار مي‌برد كه اساس كارش بر سودجويي و منفعت طلبي است:
منكرلر جم‌ بولوپ‌ ييقدي‌ كعبه‌ني‌
يزيد گيتدي‌ آغاچلارين‌ ساتماغا منكرها جمع شدند و كعبه را ويران كردند
و يزيد رفت تا چوب‌هاي آن را بفروشد
و بالاخره در شعري ديگر ، شاعر تركمن لعنت بر يزيد مي‌فرستد و در مشاعره با شاعري ديگر چنين مي پرسد :
مختوم قلي‌ حقه‌ قول‌، رسول‌ - امت‌
مومنه‌ شكر اديپ‌، يزيده‌ لعنت‌
پيغامبر سروري‌ رسول‌ محمد
محمد هاچان‌ معراجه‌ گيديپ‌دير مختوم قلي بنده ی حق ، رسول و امت است
شكر بر مؤمن و لعنت بر يزيد.
آيا مي‌داني سرور پيامبران حضرت محمد
چه زماني عروج نمود؟

منابع :
1- ديوان كامل مختوم قلي فراغي/به كوشش مراد دوردي قاضي؛ تصحيح و ويرايش محمود عطاگزلي. مشهد: گل‌نشر، 1382 (چاپ دوم)
2- ديوان مختومقلي (چاپ عشق آباد) ؛ سه جلد ؛ سال انتشار 1997